آشوغ

همه‌ی برگ و بهار

در سر انگشتان توست.

هوای گسترده
       
در نقره‌ی انگشتانت می‌سوزد

و زلالی‌ی چشمه‌ساران

از باران و خورشید تو سیراب می‌شود

بیشترین عشق جهان را به سوی تو می‌آورم

از معبر فریادها و حماسه‌ها.

چرا که هیچ چیز در کنار من

از تو عظیم‌تر نبوده است

که قلب‌ات

چون پروانه‌ای

ظریف و کوچک و عاشق است.

ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی

و به جنسیت خود غره‌ای
              
به خاطر عشقت!-

ای صبور! ای پرستار!
             
ای مومن!

پیروزی‌ی تو میوه‌ی حقیقت توست.

رگبارها و برف را
توفان و آفتاب آتش‌بیز را
              
به تحمل و صبر
                        
شکستی.

باش تا میوه‌ی غرورت برسد.

ای زنی که صبحانه‌ی خورشید در پیراهن توست،

پیروزی‌ی عشق نصیب تو باد!

احمد شاملو

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳۱ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ توسط سمیه رستگار نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



فراخوانی - تدریس خصوصی زبان - یکتا گستر | مرکز لینک ایران - تعمیرگاه خودرو - ارتباطات - ترفند سرگرمی