آشوغ

«در غم ما روزها بیگاه شد»

 

سی سالگی ام

در معادله ای چند مجهولی

تهی می شود

و من در مختصات زندگی

به عمودی ترین منفی ِ لحظات می رسم

و تو برهانِ خلفِ روزهایی می شوی

که نبودنت را اثبات می کنند

اینجا طپش بر روی صفر، غیر ممکن نیست

و تو

مثال ِ نقض  ِهر ناممکن

مهربان خاموشم!

صدای شکستن استخوانهایم

زیر بار این شب طولانی

سکوتت را نمی شکند؟

 

پ.ن 1:چه نحس بودی سی سالگی و چه نحس تر سال 91

پ.ن2:  151 روز سکوت مهربانی خاموش

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٦ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط سمیه رستگار نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



فراخوانی - تدریس خصوصی زبان - یکتا گستر | مرکز لینک ایران - تعمیرگاه خودرو - ارتباطات - ترفند سرگرمی