آشوغ

برو و بی خیال من شو

به جای تو

درد محرمم شده و

و من

همبستر عشقبازی زخمهایی که

از تو به یادگار مانده

و گواهم اشکهای پنهانی نیمه شبهاو بالش همیشه خیسم

و لبم

داغدار بوسه های تب آلوده هجرانت

برو و بی خیال من شو

درد دارم 

دردی که

قرارم را برده و راه فرارم را بسته

من به نبودنت- مَدار -شده ام.

تو که بی خیالی عادتت بود

من که هیچ

به هرکه دوستش داری

یکبار هم که شده بی خیال من شو

 

 

پ.ن:خوب می شی دختر ،بی خیال دنیا ، برات دعا می کنم.هر

چند تو به این دردا عادت داری.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٢ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط سمیه رستگار نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



فراخوانی - تدریس خصوصی زبان - یکتا گستر | مرکز لینک ایران - تعمیرگاه خودرو - ارتباطات - ترفند سرگرمی