آشوغ

در قدیم واگویه های حتمی و گمان اینکه دیگران ،با اندازه و معیارهای خودشان

انسان را مورد داوری قرار می دهند بسیار مهم تر بود از هر انگیزه آزارنده ی

دیگر.احساس نا امنی از نگاه و زبان دیگران، یک حس گنگ و ناپیدا،یک گره

قدیمی در روح.اما اکنون و همیشه و در زمان حال ،سرشاری جوانی ات نمی

گذارد که من در ژرفای افسردگی باقی بمانم از چاله های ذهن به برکت یک دم

شکفتن،شکفته شدن،بیرون می کشانی ام و من تمام می شوم در شکفتنت و آغاز

می شوم با سخنت که من تنها مرد محبوب زندگی ات بوده ام،هستم و خواهم

بود.چقدر دوست دارم امشب دوباره با تو همزبان شوم.لبخند به نگاهت و دانستن

اینکه لبخند....«نمی دانم چرا فکر می کنم گاهی اوقات لبخند چهره ام را نازیبا

می کند؟باز هم سیگار،باز هم سیگار،چقدرسیگار»همتای بی همتای من،عزیزتر

از جانم،تنها و تنها تو، جزئی ترین حالتها و گذراترین آنات مرا می فهمی و عمیقا

حس می کنی و دست می گذاری بر پشت دستِ من و آرام می فشاری،این لحظه

بسیار کوتاه و گذراست اما چنان هست که احساس می شود تمام ذرات حواست را

دستادست به سلسله اعصاب مغزم منتقل می کنی و من نمی دانم و نمی توانم بدانم

این چه حس ساده و عجیبی از رفاقت و یگانگی است که به من منتقل می شود.

آنگاه یکپارچه پر می شوی از رضایت و زلالی های عاطفه عمیق انسانی و من

نسبت به این حس اطمینان دارم که چشمهای سیاهت هیچ نشانی از ریا ندارد ،بلکه

سپاسمندی عجیبی را عرضه می کند که من را مثل طفلی کوچک به وجد می

آورد و من چگونه می توانم نیندیشم به باطن رفتار انسانی که تو هستی و همتای

کوچک نام یافته ای؟وچگونه می توانم تخیل نکنم به تو، به روحت ،به قریحه ات

و تواناییهایت در جذب من، به سیمای انسانی که می شکفد در من و درخلوت

وشلوغی ذهنم بازتاب می یابد همیشه و در همه حال ،و تنها می توانم بگویم که

دوستت دارم زیرا که می شناسمت به دوستی و یگانگی«سمیه»

 

**خیلی تند نوشتم چون داشت دیر می شد.فردا رئیسم بهم مرخصی داد چون

خودش می خواست بره ماموریت.دوسِت دارم دوسِت دارم.بابت سیدی دستت درد

نکنه جوجو.

پ.ن1:همسرم موقعی که این نامه رو نوشتند سرباز بودند.

پ.ن2:اون سیدی ،سیدی آخرین آلبوم مرحوم ناصر عبداللهی بود.روحش شاد.

پ.ن3:باید مرور کرد و مرور کرد شاید فردا دیر باشد

پ.ن4:دنبال نخ خاطره می گردم.زخم دلواپسی ام بخیه می خواهد

پ.ن5:از قصه من و تو در شهر هست های و هویی

        من عاشقم تو معشوق،این های و هو ندارد؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ توسط سمیه رستگار نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



فراخوانی - تدریس خصوصی زبان - یکتا گستر | مرکز لینک ایران - تعمیرگاه خودرو - ارتباطات - ترفند سرگرمی