به خاطر رویا

سلام به همه اونایی که به این آشوغانه سر می زنند همه اونایی که همخونه ام شدند

 وهمه اونایی که میانو  زیر لب غرغر کنان درب آشوغ رو به هم می کوبند و می گن برو

باباتودیگه کی هستی.  بدونید که همتون برام محترم و عزیزید فقط یک خواهش کوچیک

 دارم که اگه بخونید و بتونید برام انجامش بدین ممنون لطفتون می شم مثل همیشه.

 امروز اصلاَ حالم خوب نیست ساعت 9 تجدید نظر داشتم چه گذشت بماند ولی چیزی

 که خیلی آزارم داد اینکه نماینده حقوقی..... بعد از انتهای جلسه گفت خانم رستگار ما

 که می دونیم محکومیم بذارید یه کم اذیتتون کنیم حرفش اعصابم رو به هم ریخت ولی

 خوب که فکر کردم دیدم راست میگه ما آدما عادت کردیدم به آزردن و آزاریدن.اما چیزی

 که بیشتر اعصابم رو خورد کرد این نبود، غصه ام از جای دیگه ای . چندی پیش (روز پدر)

 در میان وبگردیهام با دختری آشنا شدم که رویای زمانش خوندنی بود در روز پدر از درد

 بی پدری اش گفته بود که تازه به جونش افتاده بود از اینکه دیگه نیست تا ازش پول

 بگیره و براش کادو بخره از اینکه قلب داغدارش رو هدیه به تکه سنگی کرده بود که می

 گن خونه ابدیش. دردش دلم رو فشرد هرچند تجربه نکردم ولی همه غمها و شادیهای

 دنیا قریبند،نزدیک نزدیک پس تجربه نکردنشون دلیل بر نبودنشون نیست سعی کردم با

 زبون قاصرم باهاش همدردی کنم و چون حرف دل همدیگه رو درک می کردیم همسایه

 هم شدیدم بعد از یه هفته دوباره بهش سر زدم دیدم با کلماتی که ازشون عجز و

 استغاثه می باره خواسته برای داداش رضاش،برای تنها مرد زندگیش دعا کنیم بازهم

 دلم فشرده شد براش دعا کردم ،بخدا از ته قلبم دعا کردم ولی امروز دیدم که رویا تنها

 مرد زندگیش رو هم از دست داد به فاصله کمی بعد از مرگ پدر .نمی دونم چرا ،من که

 رویا رو ندیدم ،من که اصلاَ‌نمیشناسمش پس چرا با مرگ داداش رضا نمی تونم اشکم

 رو نگه دارم چرا رویا بافرسنگها فاصله اینقدر بهم نزدیکه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوستای خوبم

 من بخاطر غم رویاغمگینم رویا خونه اش رو کاملاَ‌سیاه کرده و نمی خواد بنویسه رویا غم داره.

 فقط به خاطرتسلی دل یک انسان غمزده که روحش خسته است و تنها مرد زندگیش رو

 از دست داده به خونه اش برید و باهاش همدردی کنید و براش دعا کنید که خدا بهش

 صبر و بده خواهشاَ‌از این جمله هم نگید که(هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر) نقل

 حیات دیگر نیست نقل دل تنهای یه دختره.رویای عزیزم بی آنکه بشناسمت برایت        

می نویسم تا بدانی که تنها نیستی دل خیلی ها با توست.

آدرس رویا:http://moohakemeh.persianblog.ir/ رویای زمان

/ 57 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niloofar

khosh hal misham behem sar bezani[گل]

نیکااا

سلام... دلم خیلی گرفت مهربان دوست....[ناراحت] امیدوارم همه چیز همونجور که باید پیش بره...درست شه .....!! . .

نیکااا

نامه هايم را براي پاره كردن نوشته ام ميتواني بسوزي شان. حرف هايم را بي دليل گفته ام مي تواني فراموش شان كني. ولي عشقم را از صميم قلب بخشيده ام نمي تواني دوستم نداشته باشي!!!!!!!!!

نیکااا

"یک روز میایی و در گورستانی دور در استخوانم میدمی تا شعرهای نا سروده ام را بشنوی ای کاش وقتی هستم همین شعرهایم را بشنوی " "رسول یونان"

niloofar

[ماچ]rasti linketun kardam...age dust dashtin mano ba esme blogam blinkin

نیکا

چه خوش خیــال بودم که همیشـ ـه فکــــــر می کردم در قلب تـ ـــــــو محکومم به حبس ابدم... به یکباره جـا خوردم وقتـــــــ ـــــــــی که زندانبان فریاد زد هــــ ـــــی تـــــ ـو آزادی!!!!

رویا

نردبان دلم شكسته است،ميشود براي من كمي دعا كني؟يا اگر خدا اجازه ميدهد،كمي به جاي من خدا خدا كني؟راستش دلم مثل يك نماز بين راه،خسته و شكسته است،ميشود براي بيقراري دلم سفارشي به ان رفيق با وفا-خدا كني؟ [گل] سلام سمیه(شرمنده با نام کوچیک خواندمت)نمیدانم چه بگویم و از کدوم دردهایم برایت بنویسم...از درد گفتن سخن برای من بسیار است...نمیدانم به چه صورت و چه گونه محبت تو و تمامی دوستانت را پاسخ بدهم...حرف خیلی دارم بزنم ولی میتوانم بگویم بغض هایم اجازه نمیدهد...امیدوارم همیشه سایه ی خانواده ات بر سرت مستدام باشه و روح عزیزانت غریق رحمت الهی... درست است خانه ی دومم که همان بلاگم هست را سیاه کردم و چه زیبا گفتی عمق درد تنهایی ام را...ولی به خودد میبالم دوستانی به قلب پاک و مهربان شما ها دارم... ارامشم را باید کم کم در این اشفته بازار قلبم بیابم... راستی برایم دعا کن ..خدا با من است... باز هم ممنونتم باشد در شادی هایت لایق جبران باشم رویا

پــــــرتو

سلام ... حالتون چطوره من بعد از خوندن این مطلبتن رفتم تو وب رویا جان واقعا غم از دست دادن عزیزا بده...براش نظرم گذاشتم... شما هم خیلی مهربونید... اینو دارم جدی میگم من هیچ وقت نمی تونم اینقدر مهربون باشم...

آکا

امثال رویا ها زیادن اگه به خواد کسی دنبال اینجور مثائل بره خیلی خیلی زیادن.مثال نزدیک پدر خودم در عرض یکسال مادر پدر.برادر.پدر زن.همرو باهم از دست داد فاصله بین مرگ عموم با بابزرگ به چهل روزم نمیرسید.خوب زندگی هست و بالا و پایین.نکته جریان رویا و شما در اینه که تنها آدمایی میتونن در غم یه همچین افرادی خوشونو شریک بدونن که قاب پاک وبی آلایشی داشته باشن خیلی راحت میشه گفت خدا بیامرزدش چی کار کنم مرد دیگه من خودم این همه مشکل دارم غصه یه نفر دیگرو هم بخورم.مواظب احساس و قلب پاکت باش.در خاتمه یه تسلیت به رویا ویه تبریک به برارم به خاطر داشتن یه همچین زن پاکی.البته می برار یه چیز دیگست[چشمک]