گیسو

قیژ قیژ قیژ

صدای برش هیچ چیز تاکنون اینگونه مرا به خود جلب نکرده بود

ناراحت بودم؟خوشحال بودم؟نمیدانم. مبهوت چهره ای بودم که باید با آن

خداحافظی می کردم

بریده شد و در خاکروبه ریخته شد

گویی هیچگاه نبوده

با هر برشی صورتی نو را بر من می نمود

و زندگی اینچنین به ناگاه حاصل زحماتت را میبُرد و با خود می بَرد

انگار که هیچگاه نبوده

احساس سبکی می کنم با حس دلتنگی عجیبی که از دوریش دارم

دوستش داشتم و از آن خسته بودم

زیبا بود اما زیبایی جدیدی را می طلبیدم

و حالا

دیگر نیست انگار که هیچگاه نبوده

قیژ قیژ قیژ

صدای برشهایش هنوز در گوشهایم قیژ قیژ قیژ می کند

/ 3 نظر / 6 بازدید
شیشو

. . . بازم اومدی بلاخره! واقعا اینقد مهم بودن؟ هنوزم صداش تو گوشته؟ اینقد که بعد از این همه مدت تو رو واداشته به اینکه یه مطلب جدید پست کنی؟ . . . سرامیکا مبارکه راستییییییی . . . کلا اتفاقای جدید زندگیتون مبارکههههههه!! . . .

سهراب اکبری

سلام نازنینم,خوشکلکم مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت و..........زیبا بودی زیباتر شدی زیباروی من

شیشو

. . . می دونم که بزودی مینویسی . . . اینو گفتم که بدونی سر می زنیم و دست خالی بر می گردیم . . . . . .