قدر

دفتر سپید بی وزنی هایم را مرور می کنم

اینجا خلاصه پروانگی های من است

چکیده لج ها و شکوه هایم

می دانم وقتت ضیق است

تند تند می نویسم

که تند تند مرور شوی

درود

اینجا آفتاب گرم است و سرخ

نه از تابش مُدهِشِ شومش

که از داغی نگاه های شراب آلوده ای

                                              که حریصانه آسمان را می نگرند

به راستی که خورشید را نمی توان به بند کشید

عزم رفتنت جزم است؟

اگر بگویم آسمان را به قربانی قدمگاهت می آورم

                                                           باز می روی؟

برای استجابت، به چشمهایم نیاز دارم

حتما به یاد داری

دلم که بگیرد

برای بارش اشاره هم کافی است.

 

 

 

ای ماه سر به مهر، سر از سجده بر مدار

پشت سرت کسی است که شق‌القمر کند

 

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامی

سلام سلام چوطور مطوری؟؟؟؟؟خوبی خویشی؟؟؟؟سر حالی ؟؟؟دنیا به کامت می گذره؟دلم تنگ شد گفتم یه سر زده باشی از اونجا که اینجانب شرم می ترسیدم دسته گلی به اب بدم برا همین ی کم دیر امد [نیشخند]نی دونم چرا انقدر احساس می کنم این شکلکه شبیه منه

رهگذر

دیرگاهیست دلم تنگ است گویی اسیری در بند است باز قدر آمد و من روسیاه این عالم دوباره دستهای خالی ام بلند است آه ای علی جان آمده ام چون گدایی بر در خانه ات ببخشای بر من گناهم را .... فردا شبی است که مهر تایید بر تقدیرمان میخورد... کاش که در تقدیرمان علی وار بودن و علی وار زیستن ها باشد... سمیه عزیزم لحظات بارش چشمانت مرا هم به یاد آور که ملتمسانه محتاج دعایم...

sanam

ممنون که دلگرمی می دهید[لبخند]

پویا

سلام خیلی خیلی زیبا نوشتی[گل][چشمک][گل]

حمید

در خاطراتـــ ــم دستــــ ــکاری می کنم هر به ایـــــامی هرجــــــــا دلــــــــ ــم تنگ شد ...تـــــو را می سازم مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی....!!!![قلب][گل]

دنیز لکپور

بسرای بسرای شاید شعرهایت قطره اشکی بر گونه هایم جاری سازد یا حتی اگر اندکی شعله در این سرمای دلم به اندازه شمعی لرزان هر چه باشد گرمم میکند ای کاش شب قدر من هم شب بود پاینده باشی یا علی مدد

a

گاهی میمونم چی بنویسم که حسم رو بیان کنم الان همون گاهی است قشنگ بود

شاعر مرده

دفتر سپید بی وزنی هایم... چکیده ی لج و شکوه ها... و اشاره ای برای بارش! + + + ستودنیه [گل]

امیییر

درود ، همین که صبح قدر ، قدری بیدار بشوم ،‌ همین کافیست . .. به یادت بودم . خدا هست ... به خدا میسپارمت